سکوت شب
و من .. سایه ای سر گردان که نه جسمی دارم و نه نوری هست که مرا بسازد...
(تاریخ : امشب..وقتی که نمیخام بخوابم)
- کی فکرشو میکرد اینجوری بشه؟!!!!!
- دیگه هیچی نمیخام..!!!!
- ...................هنوزم هیچی معلوم نیست...
- ای کاش چشمامو میبستم و وقتی باز میکردم....یا همه چیز درست شده بود یا تموم..
اینم یه عکس بی ربط !!!ولی قشنگ.......توی اون سرما میشه گرما رو حس کرد... مگنه؟؟

-- دعا کنید...دعا....الان که کامنتامو چک کردم...فهمیدم...۴ هفتس یکی از دوستام (غصه دار)... توی کماست....
چقدر بی خبری بده!!!
همیشه از سیاست متنفر بودم...چون همیشه یه سوژه برای دعوا و بحثهای بیخودی بوده..ولی
...اگه این چند روز اخبار نگاه کرده باشید.................. مطلع هستید که........................................... اسرائیل . . . !
نمیدونم چرا.......ولی دیدن قسمتهای کوتاه و با سانسور از آوار روی مردم........بچه ها......... . . .یک واقعیت تلخ..تلخ تر از قهوه....
ای کاش خود خدا زودتر هرکی که توی این جهان بی در و پیکر فقط بلد با داد حرفشو به کرسی بنشونه نابود کنه..فقط همین..
