تبليغاتX
! گاهی به آسمان نگاه کن

دیر اومدم .....نه ؟!

ببخشید...............به این لغت عادت کردم روزی چند بار میگمش!

فکر کنم شمام دیگه دیگه عادت کردین.....به این که من هروقت دلم گرفته بوده ، بی حوصله بودم  واعصابم خورد بوده.......میام اینجا !

  ميزي براي كار
كاري براي تخت
تختي براي خواب
خوابي براي جان
جاني براي مرگ
مرگي براي ياد
يادي براي سنگ
اين بود زندگي!؟
                زنده یاد ( حسین پناهی)

 

 

 

 

گاه می اندیشم  :

خبر مرگ مرا با تو چه کس خواهد گفت؟

آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی روی تورا ، کاشکی میدیدم...

شانه بالا زدنت را بی قید

و تکان دادن دستت که :

" مهم نیست زیاد! "

و تکان دادن سر را که :

" عجب....!!

آخر مُرد...؟!!...... "                                 ف.م

 

 

 

 

 

 

 

 

دل شکسته اش را چه کنم ؟.............................

 

 بنا به دلایلی حرفای این پست پاک شد!

ببخشید...

نوشته شده توسط آوا در ساعت 3:58 | لینک